تولد بابا حمید
سلام گل دخملم
امروز ۵ آذر و دو روز پیش ینی ۹۳۹۳ تولد بابا حمید بود از همین جا میگیم بابا جون حمید تولدت مبارک ۱۲۰ ساله بشی
این روزا رشد و پیشرفت در کارهات بقدری سریع هست که تصمیم گرفتم هفته به هفته بنویسم یادم نره
اول اینکه الان خیلی راحت میتونی خودت توی دستشویی جیشت رو بکنی و کلی ذوق میکنی حتی نداشته باشی زور میزنی دو قطره بیاد
یبارم که پوشک نبودی گفتی جیش و سریع بردم توالت
کلمات باشه و بله رو خیلی قشنگ و به موقع میگی
به حرف مامان و بابا با دقت گوش میکنی و انجام میدی
همچنان بشدت وابسته پتو هستی
الان یکی از کارهای سختی که در پیش داریم کم کردن شیر شماس که همش میگی می می و شبا دوساعت به دوساعت تا زمانی که بیدار بشی شیر میخوری
مامان جون کمرم خشک شده از بس یطرفه خوابیدم شبا
البته شما تو تخت خودتون میخوابید مامان میاد کنار شما میخوابه
بعضی شب ها یبار در میون با آب و با حرف زدن میخوابی بهت آل میدم یا میگم دخترم الان بخواب دوباره بیدار شدی شیر میدم چشماتو ببند بعد کنارت میشنم تا بخوابی
دیروز متوجه شدم یکی از دندونای آسیابت بیرون اومده و اون یکی هم لثه رو شکافته الان دلیل بی تابی ها و غذا نخوردنت توجیه شد
راستی واست یا کالسکه خوشکل مخصوص سوزی هم خریدیم




تولد بابا حمید 

